نشانه

چشمان بیمارم
تازگیها
به جان نشانه هایت
در گوشه و کنار شهر افتاده اند ...
خودت کم بودی
با این همه نشانه چه کنم ؟
*طرح از مسعود ضیایی زردخشویی
ت.د : غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن / روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
ت.د : به پایان توهم هایم می رسم ، هر لحظه که به فتح نزدیک تر می شوم ( یک نشانه برای خودم )
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18:36 توسط آقای میم
|
من به واژه می اندیشم . با واژه ها زندگی می کنم ، مثل آب مثل نفس !