چشمان بیمارم

  تازگیها

 به جان نشانه هایت

در گوشه و کنار شهر افتاده اند ...

خودت کم بودی

با این همه نشانه چه کنم ؟


*طرح از مسعود ضیایی زردخشویی


ت.د :‌ غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن / روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

ت.د :‌ به پایان توهم هایم می رسم ، هر لحظه که به فتح نزدیک تر می شوم ( یک نشانه برای خودم )