تو واسه من ستاره ای ... ستاره ی دنباله دار !

تو واسه من واژه ای ... وقتی چیزی برای نوشتن دارم !

تو واسه من لندکروزی ... مشکی ... وی ایکس ... وی 8 !

تو واسه من خودمی ... وقتی کلاه شاپو می ذارم میرم جلوی آینه ژست می گیرم !

تو واسه من یک BRT خالی ای ... وقتی خیلی خستم ؛ یک صندلی خالی مترویی ... وقتی نای واستادن ندارم !

تو واسه من ابی ای ... وقتی حنا خانوم می خونه !

تو واسه من پرویز پرستویی ای ... وقتی رضا مارمولک شده !

تو واسه من شکیرایی ... وقتی می رقصه !

تو واسه من نامجویی ... وقتی شعرهای عجیب غریب می خونه !

تو واسه من عدس پلو با نیمرویی ... وقتی خیلی گشنمه !

تو واسه من یک لیوان آب خنکی ... وقتی از حموم میام بیرون !

    خلاصه اینکه خوبی دیگه ، تک تک این جمله ها کاملا این قضیه رو نشون می ده ! خیلی به خودم فشار آوردم انقد عاشقانه شد ، بیشتر دیگه ازم بر نمی آد ... 


ت.د : زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ... ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم !

        شهره ی شهر مشو نا ننهم سر در کوه ... شور شیرین منما تا نکنی فرهادم !

        زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم ... طره را تاب مده تا ندهی بر بادم !

        رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم ... قد برافراز که از سرو کنی آزادم !

        یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم ... غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم ! ( نقل از محسن نامجو )

ت.د : عشق یعنی خلاصه شدن تمام عالم در یک موجود منفرد و بسط دادن یک موجود منفرد به تمام عالم . ( ویکتور هوگو )

ت.د : عشق ، توهم متفاوت دانستن یک زن از زنان دیگر است . ( اچ.ال.منکن )