نمی توان تاثیر بعضی اشخاص ، اسطوره ها ، پدیده ها و اتفاقات را در شکل گیری فرهنگ و هنجارهای امروز جامعه مان نادیده گرفت . مثلا اگر ( جهان پهوان تختی ) هیچ وقت زاده نمی شد ، شاید فرهنگ پهلوانی امروز کشورمان رنگ و بویی دگر داشت . نمی گویم امروز او الگوی همه ی ورزشکاران است وهمه پیرو راه و رسم اویند ، ولی شاید وضع از این هم بدتر می شد . به جای هفته ای یکبار ، هرروز شاهد دعوا و بزن بزن در محافل ورزش کشور بودیم . اگر انقلاب اسلامی در کشور ما رخ نمی داد ، یا حتی در زمانی دیگر ، زمانی به جز نیمه ی دوم دهه ی 50 رخ می داد ، تصور ما از آدم های انقلابی و نفس عمل انقلاب قطعا دچار تغییرات چشمگیری می شد . یا مثلا اگر یک آدم پولدار پیدا می شد که بیاید و بگوید والا ، بلا ، من زاده ی خانواده ی پولداری هستم ، از قبل تولد پولدار بودم ، اصلا ما نسل در نسل پولدار بودیم و خواهیم بود، آن وقت این که شما باید کودکی سختی را در نداری مطلق به سر ببرید تا بعدا پولدار شوید ، تبدیل به یک فرهنگ نمی شد !

    از این نمونه ها در جامعه ی ما کم نیستند . اما نگاه به قضیه ی خیانت و نارفیقی را می توان کاملا مدیون فردین ، قیصر، گوزنها ، مسعود کیمیایی ها ، داریوش و چند هنرمند دیگر که همچنان سنگ ناموس پرستی و رفاقت را بر سینه می زنند دانست که الحق و والانصاف چنان تاثیری را بر روح و جان مردم گذاشته اند که گویی تا چند قرن و چند نسل بعد هم پاک شدنی نیست . چنانکه همچنان اسید پاشی ها و دعواهای آنچنانی و قتل های بسیار است که بر سر مسائل ناموسی و خیانت و نارفیقی و امثالهم  شکل می گیرد . چه بسا بسیاری از ما بسیاری از تصمیمات را بر خلاف میل باطنی و فقط برای اینکه به ما نگویند خائن نارفیق می گیریم . قصد ندارم ابدا شرایط جامعه ی ایران ( چه از نظر دینی و چه از بعد ملی ) با هالیوود مقایسه کنم ولی نمی توانم به این قضیه فکر نکنم که چه طور می شود آنجلینا جولی (Original Sin) بازی کند و با براد پیت ازدواج کند و با هم دو تایی فیلم را ببینند و احتمالا آقای پیت در صحنه هایی از بازی همسرش ایراد بگیرد که (( مثلا در آن سکانس که با آقای باندراس مشغولی ، به اندازه ی کافی Hot  و سکسی بازی نکردی ! احساس می کنم خوب درنیاوردی سکانسو ! )) یا اینکه (( عزیزم ! آنتونیو چه طور بود ؟ راستشو بگو شیطون من بهترم یا اون ؟ ))

     شاید اگر فقط یک مسعود کیمیایی در هالیوود فیلم می ساخت یا یک داریوش در آمریکا آهنگ می خواند ، وضعیت هالیوودهم تغییرات زیاد و بامزه ای می کرد ! مثلا خانم جولی لباس گل گلی و ابروی پیوسته داشت و آقای پیت با سیبیلی از بنا گوش در رفته و کلاه شاپو و کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید که البته از شلوار بیرون است ،یک سیب در جوی آب می انداخت که وقتی خانم جولی می آید کوزه را آب کند آن را بردارد و بعد آقای باندراس در مسیر خانم جولی برای ایشان مزاحمت ایجاد کند و در همین حال آقای پیت یک چاقوی دسته زنجان را تا ته در شکم آقای باندراس فرو کند و اشک گونه های خانم جولی را خیس کرده و آقای پیت توسط نوچه های آقای باندراس کشته شود و خانم جولی تا ابد دوشیزه بماند ! خدا را چه دیدید ...

     ولی هرچه این خارجی ها در این مسائل بی بندو بارند ، ما زیادی بند و بار داریم ! تا دلتان بخواهد به همه انگ نارفیق و خیانت کار می زنیم . هنوز نه به بار است و نه به دار ، دختر مردم به پسر همسایه سلام می کند ، دیگر همه عالم و آدم را خبردار می کنیم که وا خیانتا ! فیلانی به ما خیانت کرد و دل به پسر همسایه بست . اصلا گیرم که بست ، به تو چه ! مگر آن مادر مرده حق انتخاب ندارد ؟ حالا که ما فرض کردیم نه به دار است و نه به بار ، اگر به دار و بار هم بود بازهم نمی شود حق انتخاب را از کسی گرفت . چه پسر چه دختر ! فیلان دوست بدون اطلاع ما تا سر کوچه می رود یک بستنی بخورد ، وا نارفاقتا ! که فیلانی نارفیق است و ما را پیچانده و ... ! ازهمین تریبون از فردین ها و قیصرها و گوزن های زمانه ام تشکر می کنم ، ولی افراط و تفریط درهرکاری را هم ازهمین تریبون مزموم و زشت و ناپسند اعلام می کنم . اینکه خیلی زود همه را به خود پایبند و متعهد بپنداریم ، نتیجه ای جزخیانت انگاشتن رفتار افراد ندارد ! برای همه حق انتخاب قائل باشیم و بدانیم دوست داشتن یک نفر ، شرط لازم و کافی برای دوست داشته شدن توسط آن فرد نیست ! حقیقتی بس تلخ است ، ولی یکی از واقعی ترین چیزهایی است که تا به حال در زندگی با آن برخورد کرده ام !


ت.د : مرام و معرفت به وجود نمی آید و از بین هم نمی رود ، بلکه از فردی به فرد دیگر منتقل می شود ! ( حمید جون )

ت.د : این روزا دوره ی غیرت کشیه ، کی می دونه قیصر این روزا کجاست !

       بکشی و نکشی می کشنت ، اینجا بازارچه ی آب مَنگلیاست ! ( نقل از داریوش اقبالی )

ت.د : مرد اونه که یا با گلوله بمیره ، یا با چاقو ! ( بخشی از عقاید مسعود کیمیایی )